علت روانی مخفی نگه داشتن بیماری ها

1329 بازدید | ۱۳۹۳/۴/۱۱
امتیاز 0.00 تعداد رای 0

علت روانی مخفی نگه داشتن بیماری ها

 

گاهی شده بیمار از مطرح کردن بیماریش معذب شده و ترجیح به پنهان کاری و مخفی نگه داشتن آن دارند. براساس تحقیقات به عمل آمده مختصری راجع به علت روانی آن و نتایج به دست آمده اشاره می کنیم.

 

سرطان

امثال استيو جابز بيماري‌شان را مخفي مي‌کنند شايد براي اينکه از تاثير اين خبر بر موقعيت شغلي و اجتماعي‌شان مي‌ترسند يا شايد دليل ديگري دارند، مثلا اينکه افرادي به شدت درون‌گرا هستند، اما عده‌اي که تعدادشان هم کم نيست، بيماري‌شان را مخفي مي‌کنند چون مي‌ترسند مورد قضاوت قرار بگيرند. شايد برايتان جالب باشد بدانيد هنوز خيلي از افراد چه در ايران و چه در کشورهاي جهان اول، سرطان را پيوند خورده با نوعي تحقير مي‌دانند، اما چرا پنهان‌كاري، آن هم درباره بيماري‌اي که زمان طولاني به درمان و مراقبت نياز دارد؟ آنها به شدت مي‌ترسند کار خود را از دست بدهند، از حقوق اجتماعي‌شان محروم شوند و در برابر خانواده‌شان احساس شرمندگي مي‌کنند. اين 3 مساله را ‌هافينگتون پست، يکي از شبکه‌هاي خبري آنلاين در آمريکا، از اصلي‌ترين موارد دست و پا گير افرادي مي‌داند که دچار سرطان مي‌شوند. اين گزارش آماري هم ارائه مي‌دهد که از هر 3 مکزيکي، يک نفر باور دارد هر کس سرطان مي‌گيرد، مرگ سختي در انتظارش خواهدبود. اين باور که در کشور ما هم وجود دارد، باعث مي‌شود کسي که سرطان دارد، از بيماري‌اش حتي به نزديک‌ترين افراد خانواده‌اش هم حرفي نزند چراکه نمي‌خواهد اطرافيان او را که سالم است و زنده و مي‌خواهد زنده بماند، در لباس يک فرد ضعيف ببينند که در يک قدمي مرگ ايستاده است، باوري که به نگاهمان راه پيدا مي‌کند و طرف مقابل آن را مي‌بيند و عذاب هم مي‌کشد. متخصصان اين حوزه مي‌گويند کسي که سرطان دارد بايد به دوستان و همکارانش بگويد سرطان دارد، مخصوصا زماني که شيمي‌درماني‌اش را شروع مي‌کند يا تحت رژيم غذايي خاصي قرار مي‌گيرد چراکه در اين زمان، دچار کم‌خوني مي‌شود، ممکن است حالت تهوع بگيرد و خلاصه در شرايطي باشد که مطلوب نيست. در اين زمان به غير از نياز به مراقبت‌هاي فيزيکي به مراقبت‌هاي رواني و حمايتي افراد هم نياز است تا توان جسمي‌ بالا برود.

 

ديابت

مرکز ديابت اروپا به تازگي مطالعه‌اي انجام داده که نشان مي‌دهد نزديک به 34 درصد از اروپايي‌هايي که ديابت دارند، آن را مثل رازي در خود نگه‌مي‌دارند، 59 درصد از آنها در محيط کار از ديابتشان نمي‌گويند و 56 درصد هم به دوستانشان در اين‌باره چيزي نمي‌گويند.

اما چرا؟ اغلب آنها از جدايي از ديگران مي‌ترسند و فکر مي‌کنند مهر ديابتي خوردن آنها را از اطرافيانشان مجزا مي‌کند. برخي هم مي‌ترسند دوستان و نزديکان سرزنششان کنند و علت ديابتي‌شدنشان را روش نادرست زندگي‌شان بدانند و به آنها بگويند اضافه وزنشان باعث ابتلا به اين بيماري شده (در ديابت نوع دوم البته) است.

گروه ديگري هم بر اين باورند اطرافيان چون درباره ديابت اطلاعات درستي ندارند، از آنها کناره خواهندگرفت. البته تا حدودي اين باور در جامعه ما صدق مي‌کند هرچند راه‌حل اين مشكل پنهان‌کاري نيست!

اما اين تحقيق جنبه ديگري را هم برملا مي‌کند؛ اينکه 40 درصد از افرادي که ديابتشان را مخفي نکرده‌اند، گفته‌اند از حمايت اطرافيان در کنترل ديابت برخوردار شده‌اند، مخصوصا اگر اين موضوع را با نامزد، همسر و دوست نزديک خود مطرح کرده باشند. موسسه بزرگ «ديابت يو کي» هم اعلام کرده صحبت از ديابت و رفتار و کارهايي که يک ديابتي بايد انجام بدهد، باعث مي‌شود ديگران به شما به‌عنوان يک فرد عجيب و غريب نگاه نکنند که بايد انسولين بزند، وعده‌هاي کوچک غذايي بخورد، بايد استراحت داشته باشد و طولاني‌مدت کار نکند.

 

مشکل اعصاب و روان

شايد حرف زدن درباره بيماري‌هاي فيزيکي مزمن سخت باشد اما سخت‌تر از آن وقتي است که بيماري‌اي داريد که روان شما را درگير خود کرده است. شاهد اين حرف آماري است که مرکز بيماري‌هاي رواني آمريکا مي‌دهد و اعلام مي‌کند از هر 5 آمريکايي يک نفر مشکلات رواني دارد و دوسوم از اين تعداد در سکوت با بيماري‌شان زندگي مي‌کنند و حتي دنبال درمان آن نمي‌روند. بخشي از آن باز هم برمي‌گردد به انگي که جامعه به اين افراد مي‌زند و باور اشتباهي که در خود اين افراد در‌باره مشکلاتشان وجود دارد. دوقطبي بودن، اسکيزوفرنيا، افسردگي و ديگر بيماري‌هاي رواني مواردي نيستند که بتوان تنها از کنارشان گذشت يا با آنها زندگي کرد چراکه ما در خانواده و جامعه زندگي مي‌کنيم و اين مشکلات زندگي ديگران را هم تحت‌تاثير قرار خواهد داد. نکته هم اينجاست که مي‌توان بر اين موارد غلبه کرد. مشاوره‌هاي رواني، داروها و گروه درماني‌هاي بسيار موثري وجود دارد که مي‌تواند زندگي ما را بهبود بخشد و به ديگران هم در داشتن زندگي سالم‌تر کمک کند. صحبت درباره مشکلاتي که داريم با اطرافياني که به آنها اعتماد داريم، هم به آنها کمک مي‌کند و هم به ما. آنها بيشتر موقعيت ما را درک مي‌کنند و ما حمايت بيشتري احساس مي‌کنيم که مي‌تواند در بهبود حالمان موثر باشد.


اعتياد

اعتياد به مواد و الکل يکي از بيماري‌هاي سرشار از انگ در ميان مردم است چراکه بسياري بر اين باورند مي‌توان به راحتي از آنها جلوگيري کرد و اعتياد را يک بيماري نمي‌دانند، اما خوشبختانه اين باور در نزد مردم در حال تغيير است و مرکز بيماري‌هاي رواني در آمريکا اعلام کرده ذهنيت مردم درباره اعتياد تغيير کرده و تعداد کساني که به معتاد به‌عنوان يک بيمار نگاه مي‌کنند، روز به روز در حال افزايش است. جدا از رشد اين باور و علت‌هاي اين بيماري، اعتياد را بايد درمان کرد و فرد معتاد نياز دارد حتما دوستان نزديکي داشته باشد تا او را در روند درمان همراهي و از او حمايت عاطفي كنند. کساني که از حمايت برخوردار بوده‌اند، خيلي زودتر توانسته‌اند بر اعتياد غلبه كنند، براي همين است که گروه‌هاي ترک اعتياد تشکيل مي‌شود و مورد توجه قرار مي‌گيرد.

 

فراموشي

يکي ديگر از مشكلاتي که افراد آن را پنهان مي‌کنند، درجه‌هاي مختلف زوال عقل و فراموشي است در حالي که اين افراد بايد حمايت اطرافيانشان را داشته باشند. اين مساله استرس آنها را کم مي‌کند و مي‌تواند اوج گرفتن بيماري‌شان را به تعويق بيندازد. همچنين باعث مي‌شود تا مشاجره‌ها کمتر شود و آنها با درک وضعيت فرد، توقعشان را تنظيم كنند و فرد را تحت فشار کمتري قرار بدهند.

 

اختلالات تغذيه‌اي

يکي از مشكلاتي که از ديگران پنهان مي‌شود، اختلال‌هاي تغذيه‌اي مثل پرخوري عصبي، بي‌اشتهايي و ترس بيمارگونه از چاقي است. افرادي که دچار اين اختلالات هستند، آن را حتي از اعضاي خانواده‌شان پنهان مي‌کنند، در صورتي که اگر از اطرافيان کسي مشکل را بداند، مي‌تواند در دوره‌هاي درماني همراه او شرکت کند و با اطلاعاتي که به دست مي‌آورد، در رسيدن به نتيجه براي بازگشت به زندگي عادي، به بيمار کمک کند. علت اين پنهان‌کاري، بيش از هرچيز ناآگاهي از اهميت اين موضوع و آسيب‌هايي است که مي‌تواند به دنبال داشته باشد.

 

بيماري‌هاي جنسي

بيماري‌هاي مقاربتي، از مهم‌ترين بيماري‌هايي هستند که بايد فرد مبتلا همسر خود را حتما در جريان آن بگذارد و اگر خودش نمي‌تواند با او دراين‌باره صحبت کند، از مشاور کمک بگيرد. مخصوصا در مورد بيماري‌هايي که مسري هستند. ناتواني جنسي هم از جمله مواردي است که هم درمان دارد و هم بايد همسر فرد در جريان اين مورد قرار بگيرد تا از آسيب?هاي بزرگ پيش رو جلوگيري کند.

 

نفس تنگي

بسياري از کساني که مشکل تنفسي دارند هم با اين پيش‌فرض که بيماري‌شان تحت‌کنترل است و در شرايط مطلوبي هستند، ترجيح مي‌دهند در اين‌باره به کسي چيزي نگويند. اين افراد بيشتر بيماري‌شان را از همکارانشان مخفي مي‌کنند در حالي که اتفاقا آنها بايد بدانند در صورت بروز حادثه و مشکلي، چه کمکي مي‌توانند انجام دهند يا حداقل اينکه دارو و اسپري فرد کجاست. هميشه احتمال خطر هست و با پيش‌بيني اين مورد مي‌توان جلوي آن را گرفت.

 

و حتي بارداري

بارداري جزو بيماري‌ها محسوب نمي‌شود اما خيلي از خانم‌ها تا جايي که امکان داشته باشد، آن را مخفي مي‌کنند در صورتي که لازم است بعد از 12 هفته، با دوستان نزديک و همکاران معتمد و نزديک در مورد آن صحبت كنند تا در صورت بروز مشکل يا حادثه‌اي يا اگر لازم بود، در انجام کارها به او کمک کنند، استرس کمتري به خانم باردار بدهند و تا جاي ممکن، خطر سقط جنين را كاهش دهند. بله، سقط جنين، چراکه مواردي از اين حادثه به علت بي‌احتياطي فرد و نداشتن حمايت اطرافيان اتفاق افتاده است.

 

 

منبع: everyday health

گرد آوری: آنلاین سلامت

 

منبع
به این مطلب امتیاز دهید :
0.00 از 5


نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: