روانشناسی عشق و محبت | بررسی عشق از دیدگاه روانشناسان

3235 بازدید | ۱۳۹۲/۸/۲۱
امتیاز 1.00 تعداد رای 1

روانشناسی عشق و محبت | بررسی عشق از دیدگاه روانشناسان

عشق یکی از مهمترین و اغلب احساساتی است که ما تجربه می کنیم. زندگی بدون عشق مانند یک درخت بدون شکوفه است. مغز انسان به طور طبیعی برای ارتباط با دیگران سیمی شده است و ما احساس تنهایی و رنج را به عنوان تهدیدات دردناک برای زنده ماندن تجربه می کنیم. در تجربه عشق به دلایل زیست شناختی و فرهنگی،بسیاری از روانشناسان معتقدند که ما نیاز به یک رابطه دوستانه طولانی داریم که واقعا تحقق یابد.
تحقیقات جدید نشان می دهد که عشق همچنین می تواند یک دولت روحی و احساسی پایدار باشد که در آن ما به شدت به همدلی یکدیگر احتیاج داریم،احساس درد را با یکدیگر تحمل می کنیم و انگیزه می گیریم در زمان رنج یاری دهنده ی یکدیگر باشیم.
هنگامی که ما توجه و احساسات و اعمال مان را به طرف مقابلمان عرضه می کنیم،در واقع یک مارپیچ مثبت متقابل از قدردانی متقابل و شادی ایجاد می کنیم. واقعیت این است که همه ما می خواهیم مورد توجه قرار بگیریم،ازما مراقبت و قدردانی شود و این نوعی مقابله به مثل برای دو طرف محسوب می شود. تحقیقات همچنین نشان می دهد که ابراز قدردانی در کلمات و یا اعمال واقعا باعث ایجاد احساسات مثبت در دهنده و همچنین گیرنده می شود. 

روانشناس رابرت استرنبرگ پیشنهاد کرد که انواع مختلف عشق شامل مقادیر مختلف صمیمیت،اشتیاق و تعهد است. از نظر روانشناسی او در نظریه مثلثی عشق خود،هفت نوع اصلی از عشق را مشخص کرد:
دوستی - گرما و نزدیکی به شخص دیگری (صمیمیت)،اما هیچ اشتیاق شدید و یا تعهد بلند مدت.
اطاعت - «عشق در نگاه اول» (شور)،اما عدم صمیمیت و تعهد (عشق عشقی ناگهان ناپدید می شود).
عشق خالص - تعهد وجود دارد،اما رابطه فاقد صمیمیت و اشتیاق است.
عشق رمانتیک - صمیمیت و اشتیاق وجود دارد،اما تعهد نیست.
عشق همیشگی - صمیمیت و تعهد وجود دارد،اما رابطه ای با شور و شوق ندارد.
عشق لفظی - تعهد انگیزه اصلی توسط اشتیاق،و فاقد صمیمیت.
عشق کامل - رابطه ایده آل که شامل تمام سه عنصر (صمیمیت،اشتیاق و تعهد) است.

عشق و دوست داشتن،مفاهیمی هستند که همواره انسان ها از هر نژاد و در هر دوره ای به آن اندیشیده اند. ذهن بسیاری از هنرمندان و نویسندگان نیز چنان در گیر این مفاهیم بوده است که در آثارشان به نمایش جوانب مختلف آن پرداخته  و مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده اند. اهمیت این موضوع تا به  آن جاست که در ادبیات و سینما و.. ژانری (گونه ای) متعلق به این حوزه تعریف گشته است. ادبیات ایران،نمایان گر دغدغه ی عشق در میان شاعران و نویسندگان ایرانی است که گرچه هر بار رنگ عوض کرده است اما نکته ی مشترک میان همه ی آن ها تمایل به کشف و شناخت عشق و دوست داشتن است.
دراینجا با چهار نظریه معروف که برای توضیح و توصیف دوست داشتن،عشق و دلبستگی عاطفی ارائه شده آشنا می شویم.

1- نظریه زیک رابین: دوست داشتن در مقابل عشق

این روانشناس عشق را متشکل از سه عنصر می‌داند:
دلبستگی: شرط محبت کردن و بودن با فردی دیگر.
محبت: ارزش گذاری نیازها و خوشی‌های دیگران همانند  نیازها و خوشی‌های خود.
تعلق: به اشتراک گذاشتن افکار،احساسات و تمایلات خصوصی خود با فردی دیگر.

رابین در کنار مطرح ساختن دیدگاه فوق،دو پرسشنامه نیز برای اندازه گیری این متغیرها به وجود آورد. او در ابتدا در حدود ۸۰ سوال برای بدست آوردن نگرشی که یک فرد در باره عشق دارد،طراحی کرد. این سوالات بر حسب این که منعکس کننده احساس دوست داشتن یا احساس عشق بودند،ترتیب شده بودند. این دو مجموعه سوال بین ۱۹۸ محصل دوره لیسانس توزیع شد و تحلیل های آماری بر روی جواب ها به عمل آمد. نتیجه به دست آمده به رابین اجازه داد تا ۱۳ سوال برای “دوست داشتن” و ۱۳ سوال برای “عشق” را که معیارهای قابل اطمینانی برای این دو متغیر بودند،تعیین کند.

مثالهای زیر،مشابه برخی از سوالاتی است که در« مقیاس دوست داشتن و عشق » رابین وجود دارند:

 اندازه گیری (دوست داشتن)
۱-   من احساس میکنم که….آدم محکم و استواری است.   
۲-   من به نظرات و عقاید….اطمینان دارم.

اندازه گیری (عشق)
۱-   در من یک حس قوی انحصارگری نسبت به ….وجود دارد.
۲-    خیلی دوست دارم که…با من محرمانه صحبت کند.
۳-   من برای….تقریباً هر کاری خواهم کرد.
روانشناسی عشق یک مفهوم عینی نیست وبه این خاطر اندازه‌گیری آن دشوار است. «مقیاس دوست داشتن و عشق» رابین،روشی را برای اندازه‌گیری احساس پیچیده عشق پیشنهاد می‌کند. 

روانشناسی عشق

2- نظریه الین هاتفیلد: عشق دلسوزانه در مقابل عشق شهوانی 

به عقیده هاتفیلد،روانشناس،عشق دو نوع اصلی بیشتر ندارد: عشق دلسوزانه و عشق شهوانی. عشق دلسوزانه،مشخصه اش احترام متقابل،دلبستگی،عاطفه و اعتماد است. عشق دلسوزانه معمولاً در فضایی از احساس درک متقابل و احترام مشترک برای یکدیگر،رشد می‌یابد.
مشخصه عشق شهوانی،هیجان شدید،جاذبه جنسی،اضطراب و عاطفه است. هنگامی که به این هیجانات شدید از سوی مقابل نیز پاسخ داده شود،فرد احساس خوشحالی و ارضاء می کند. اما عشق یک سویه به احساس یأس و نومیدی و افسردگی می‌انجامد. به باور هاتفیلد،عشق شهوانی،عشق گذرا است و معمولاً بین ۶ تا ۳۰ ماه بیشتر دوام نمی‌کند.
به گفته هاتفیلد،عشق شهوانی هنگامی که انتظارات فرهنگی مشوق عاشق شدن باشد،هنگامی که فرد با ایده های پیش‌پنداشته شما در مورد معشوق ایده آل مطابقت داشته باشد و یا هنگامی که حضور فرد دیگری باعث افزایش تحریک فیزیولوجیک شما گردد (افزایش ضربان قلب،تنفس سطحی و سریع،گشاد شدن مردمک چشم ها و..)،برانگیخته می‌شود.

3- نظریه جان لی: مدل رنگهای اصلی

 جان لی در کتاب خود به نام «رنگ های عشق» که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد، انواع عشق را با رنگ‌های اصلی مقایسه کرده است. درست همان‌گونه که سه رنگ اصلی وجود دارد، جان لی سه سبک اصلی هم برای عشق قائل شده است. این سه سبک عبارتند از

۱) عشق به یک فرد ایده آل،

۲) عشق به عنوان یک بازی، 

۳) عشق به عنوان دوستی،

جان لی در ادامه تشبیه خود می‌گوید که همان‌گونه که سه رنگ اصلی با یکدیگر ترکیب شده و رنگهای مکمل را به وجود می‌آورند،این سه سبک اصلی عشق نیز می‌توانند با یکدیگر ترکیب شده و ۹ سبک متفاوت و ثانویه عشق را به وجود آورند. برای مثال، ترکیبی از سبک های اول و دوم به عشق شیدایی یا عشق وسواسی می‌انجامد.

شش سبک عشق از دید جان لی

سه سبک اصلی  
1-   عشق به یک فرد ایده‌آل
2-   عشق به عنوان یک بازی
3-   عشق به عنوان دوستی

سه سبک ثانویه
1-   عشق شیدایی-وسواسی (ترکیب ۱ و ۲ اصلی)
2-   عشق واقع‌گرایانه و عملی (ترکیب ۲ و ۳ اصلی)
3-   عشق فداکارانه (ترکیب ۱ و ۳ اصلی) 

4- رابرت اشترنبرگ و نظریه مثلثی عشق

رابرت اشترنبرگ،روانشناس،نظریه مثلثی عشق را ارائه کرده است. او سه مولفه را برای عشق در نظر گرفته است: صمیمیت (رابطه نزدیک)،میل جنسی و تعهد. ترکیبات مختلف از این سه مولفه به انواع مختلفی از عشق می‌انجامد. برای مثال،ترکیب صمیمیت (رابطه نزدیک) و تعهد به عشق دلسوزانه و ترکیب میل جنسی و رابطه نزدیک به عشق شهوانی می‌انجامد.
به گفته اشترنبرگ،رابطه ای که بر مبنای دو یا بیشتر از این عناصر بنا شده باشد،بادوام تر از عشقی است که تنها بر اساس یکی از این مولفه‌ها باشد. اشترنبرگ از واژه «عشق کامل» برای توصیف عشقی که از ترکیب هر سه مولفه، یعنی رابطه نزدیک،میل جنسی و تعهد به وجود آمده باشد،استفاده کرده است. به عقیده اشترنبرگ،هر چند این نوع عشق،قوی‌ترین و بادوام‌ترین نوع عشق است،ولی بسیار نادر می باشد.

برای همه ی شما خوانندگان این مقاله،آرزوی نادرترین و بادوام ترین شکل عشق و محبت و آرامش را داریم.

منبع: روان آنلاین

 

 

منبع
Psychology Today
به این مطلب امتیاز دهید :
1.00 از 5


نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: