روانشناسی عشق و محبت

3166 بازدید | ۱۳۹۲/۸/۲۱
امتیاز 1.00 تعداد رای 1

روانشناسی عشق و محبت

عشق و دوست داشتن، مفاهیمی هستند که همواره انسان ها از هر نژاد و در هر دوره ای به آن اندیشیده اند. ذهن بسیاری از هنرمندان و نویسندگان نیز چنان در گیر این مفاهیم بوده است که در آثارشان به نمایش جوانب مختلف آن پرداخته  و مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده اند. اهمیت این موضوع تا به  آن جاست که در ادبیات و سینما و.. ژانری (گونه ای) متعلق به این حوزه تعریف گشته است. ادبیات ایران، نمایان گر دغدغه ی عشق در میان شاعران و نویسندگان ایرانی است که گرچههر بار رنگ عوض کرده است اما نکته ی مشترک میان همه ی آن ها تمایل به کشف و شناخت عشق و دوست داشتن است.

دراینجا با چهار نظریه معروف که برای توضیح و توصیف دوست داشتن، عشق و دلبستگی عاطفی ارائه شده آشنا می شویم.

 

1- نظریه زیک رابین: دوست داشتن در مقابل عشق

این روانشناس عشق را متشکل از سه عنصر می‌داند:

دلبستگی: شرط محبت کردن و بودن با فردی دیگر.

محبت: ارزش گذاری نیازها و خوشی‌های دیگران همانند  نیازها و خوشی‌های خود.

تعلق: به اشتراک گذاشتن افکار، احساسات و تمایلات خصوصی خود با فردی دیگر.

رابین در کنار مطرح ساختن دیدگاه فوق، دو پرسشنامه نیز برای اندازه گیری این متغیرها به وجود آورد. او در ابتدا در حدود ۸۰ سوال برای بدست آوردن نگرشی که یک فرد در باره عشق دارد، طراحی کرد. این سوالات بر حسب این که منعکس کننده احساس دوست داشتن یا احساس عشق بودند، ترتیب شده بودند. این دو مجموعه سوال بین ۱۹۸ محصل دوره لیسانس توزیع شد و تحلیل های آماری بر روی جواب ها به عمل آمد. نتیجه به دست آمده به رابین اجازه داد تا ۱۳ سوال برای “دوست داشتن” و ۱۳ سوال برای “عشق” را که معیارهای قابل اطمینانی برای این دو متغیر بودند، تعیین کند.

مثالهای زیر، مشابه برخی از سوالاتی است که در “مقیاس دوست داشتن و عشق” رابین وجود دارند:

 

 اندازه گیری “دوست داشتن”

۱-   من احساس میکنم که….آدم محکم و استواری است.   

۲-   من به نظرات و عقاید….اطمینان دارم.

 

اندازه گیری “عشق”

۱-   در من یک حس قوی انحصارگری نسبت به ….وجود دارد.

۲-    خیلی دوست دارم که…با من محرمانه صحبت کند.

۳-   من برای….تقریباً هر کاری خواهم کرد.

عشق یک مفهوم عینی نیست وبه این خاطر اندازه‌گیری آن دشوار است. “مقیاس دوست داشتن و عشق” رابین، روشی را برای اندازه‌گیری احساس پیچیده عشق پیشنهاد می‌کند.

 

دوم- نظریه الین هاتفیلد: عشق دلسوزانه در مقابل عشق شهوانی

به عقیده هاتفیلد، روانشناس، عشق دو نوع اصلی بیشتر ندارد: عشق دلسوزانه و عشق شهوانی. عشق دلسوزانه، مشخصه اش احترام متقابل، دلبستگی، عاطفه و اعتماد است. عشق دلسوزانه معمولاً در فضایی از احساس درک متقابل و احترام مشترک برای یکدیگر، رشد می‌یابد.

مشخصه عشق شهوانی، هیجان شدید، جاذبه جنسی، اضطراب و عاطفه است. هنگامی که به این هیجانات شدید از سوی مقابل نیز پاسخ داده شود، فرد احساس خوشحالی و ارضاء می کند. اما عشق یک سویه به احساس یأس و نومیدی و افسردگی می‌انجامد. به باور هاتفیلد، عشق شهوانی، عشق گذرا است و معمولاً بین ۶ تا ۳۰ ماه بیشتر دوام نمی‌کند.

به گفته هاتفیلد، عشق شهوانی هنگامی که انتظارات فرهنگی مشوق عاشق شدن باشد، هنگامی که فرد با ایده های پیش‌پنداشته شما در مورد معشوق ایده آل مطابقت داشته باشد و یا هنگامی که حضور فرد دیگری باعث افزایش تحریک فیزیولوجیک شما گردد (افزایش ضربان قلب، تنفس سطحی و سریع، گشاد شدن مردمک چشم ها و..)، برانگیخته می‌شود.

 

سوم- نظریه جان لی: مدل رنگهای اصلی

 جان لی در کتاب خود به نام “رنگ های عشق” که در سال ۱۹۷۳ منتشر شد، انواع عشق را با رنگ‌های اصلی مقایسه کرده است. درست همان‌گونه که سه رنگ اصلی وجود دارد، جان لی سه سبک اصلی هم برای عشق قائل شده است. این سه سبک عبارتند از ۱) عشق به یک فرد ایده آل، ۲) عشق به عنوان یک بازی و ۳) عشق به عنوان دوستی.

جان لی در ادامه تشبیه خود می‌گوید که همان‌گونه که سه رنگ اصلی با یکدیگر ترکیب شده و رنگهای مکمل را به وجود می‌آورند، این سه سبک اصلی عشق نیز می‌توانند با یکدیگر ترکیب شده و ۹ سبک متفاوت و ثانویه عشق را به وجود آورند. برای مثال، ترکیبی از سبک های اول و دوم به عشق شیدایی یا عشق وسواسی می‌انجامد.

 

شش سبک عشق از دید جان لی

سه سبک اصلی  

1-   عشق به یک فرد ایده‌آل

2-   عشق به عنوان یک بازی

3-   عشق به عنوان دوستی

 

سه سبک ثانویه

1-   عشق شیدایی-وسواسی (ترکیب ۱ و ۲ اصلی)

2-   عشق واقع‌گرایانه و عملی (ترکیب ۲ و ۳ اصلی)

3-   عشق فداکارانه (ترکیب ۱ و ۳ اصلی)

 

چهارم- رابرت اشترنبرگ و نظریه مثلثی عشق

رابرت اشترنبرگ، روانشناس، نظریه مثلثی عشق را ارائه کرده است. او سه مولفه را برای عشق در نظر گرفته است: صمیمیت (رابطه نزدیک)، میل جنسی و تعهد. ترکیبات مختلف از این سه مولفه به انواع مختلفی از عشق می‌انجامد. برای مثال، ترکیب صمیمیت (رابطه نزدیک) و تعهد به عشق دلسوزانه و ترکیب میل جنسی و رابطه نزدیک به عشق شهوانی می‌انجامد.

به گفته اشترنبرگ، رابطه ای که بر مبنای دو یا بیشتر از این عناصر بنا شده باشد، بادوامتر از عشقی است که تنها بر اساس یکی از این مولفه‌ها باشد. اشترنبرگ از واژه “عشق کامل” برای توصیف عشقی که از ترکیب هر سه مولفه، یعنی رابطه نزدیک، میل جنسی و تعهد به وجود آمده باشد، استفاده کرده است. به عقیده اشترنبرگ، هر چند این نوع عشق، قوی‌ترین و بادوام‌ترین نوع عشق است، ولی بسیار نادر می باشد.

برای همه ی شما خوانندگان این مقاله، آرزوی نادرترین و بادوام ترین شکل عشق و محبت و آرامش را داریم.

 

منبع: روان آنلاین

گردآوری مطالب: تحریریه آنلاین سلامت | عاطفه عموحیدری

 

منبع
به این مطلب امتیاز دهید :
1.00 از 5


نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: