تو حاضری واسه عشقت چه کار کنی؟! / مسائل روانپزشکی در برنامه ماه عسل

2997 بازدید | ۱۳۹۴/۴/۱۰
امتیاز 0.00 تعداد رای 0
تو حاضری واسه عشقت چه کار کنی؟! / مسائل روانپزشکی در برنامه ماه عسل

حدود یک ماه پیش از طرف برنامه ماه عسل از من دعوت به همکاری شد و قرار شد به عنوان کارشناس خانواده و مسائل روان پزشکی با آنها همکاری کنم علاوه بر من تعدادی جامعه شناس ، مدد کار و روزنامه نگار هم امده بودند تا هرکس در زمینه تخصصی خود کمک کند . در آن جلسه هر کس ایده ای داشت و من صحبتم این بود که با توجه به اینکه این برنامه به این صورت جاافتاده امکان تغییر آن وجود ندارد .

به همین دلیل حداقل کاری که می توان کرد این است که به علت تاثیرات زیادش ، بدآموزی نداشته باشد و موضوعی را به اشتباه به مردم منتقل نکند. اگر این برنامه چنین روشی را پیش بگیرد و بتواند برای مردم آموزنده باشد می توان از خیلی اشکالات آن صرف نظر کرد . چون خود من یکی از منتقدان جدی برنامه ماه عسل هستم اما متاسفانه از همان روز اول برنامه آش به قدری شور شد که احسان علیخانی در برنامه دوم مجبور شد برای جلوگیری از برخی سوءتفاهم ها، درباره برنامه شب اول توضیحاتی را ارائه دهد.

 

برنامه اول ماه عسل درباره دختر و پسری بود که پسر به علت فوت مادر دچار علائم افسردگی شده بود و دختر فکر می کرد که این پسر او را دوست ندارد و به همین دلیل دختر در یک لحظه به او گفته بود که اگر من را دوست داری باید در عمل نشان بدهی . پسر هم برای این که دوس داشتن خود را ثابت کند خودش را از آن طبقه به بیرون پرت کرده بود ! اینکه در برنامه اول ماه عسل بخواهد چنین موضوعی مطرح شود که یک پسر در اوج افسردگی و تحت تاثیر حرف یک دختر جوان احساساتی تحریک شود و دست به چنین کاری بزند واقعا جای سوال دارد. این کار پسر یک مکانیسم دفاعی تکانشی یا ActingOut از طرف فردی است که کاملا مستعد اقدامات خطرناک است و در واقع یک نوع برون ریزی محسوب می شود.   

 

فردی در یک لحظه ناگهانی تحت فشارهای احساسی قرار دارد و به علت فوت مادر هم دچار علائم افسردگی شده است. در همین بین از طرف فرد دیگری در آن شرایط درک نمی شود و برای موضوع دیگری تحت فشار قرار می گیرد.  در این شرایط او حاضر است برای اثبات عشق دست به هر کاری بزند و هر کار تکانشی که کاملا غیر منطقی و نشان دهنده یک احساس آنی باشد را انجام دهد .در فضای مجازی هم درباره این کار به سرعت بحث هایی مطرح و حتی برایش جوک هایی هم ساخته شد.

به علت همین واکنش ها ، علیخانی در شب دوم برنامه ماه عسل گفت : این پسر از طبقه اول پریده و ما نمی خواستیم مردم را تشویق به خودکشی کنیم .بلکه می خواستیم عشق را به تصویر بکشیم. اما متاسفانه برنامه شب اول به نحوی اداره شده بود که که نشان نمی داد این کار غیر منطقی است و عملا یک کار جذاب و شجاعانه معرفی شد . دختر هم در ادمه گفت که ما هیچ مشکلی باهم نداریم و زندگی خیلی خوبی هم در کنار هم داریم و با این کار او فهمیدم که من را خیلی دوست دارد.

اما چنین کاری نباید این تلقی را بوجود آورد که طرف مقابل حاضر است به خاطر ما دست به هر کاری بزند

بلکه باید به طرف مقابل این پیغام را بدهد که این فرد در قسمت های حساس زندگی ممکن است تصمیم های اشتباهی بگیرد.

ما در این زمینه ضرب المثلی داریم که می گوید : من شاید بگویم خودت را بندازی توی چاه! یعنی هر کاری که من می گویم را که نباید انجام دهی . درباره این ضرب المثل را درباره یک فرد جاهل و نادان به کار میبریم موضوع قسمت اول برنامه ماه عسل هم در همین راستا بود و در واقع فرد با یک عمل کاملا غیر منطقی و تکانشی دوست داشتن خودش را نشان داده بود .

 

این عمل باید به طرف مقابل این هشدار را بدهد که چنین فردی  در یک لحظه آنی ممکن است خشم یا احساسا درونی خود را به بدترین شکل ممکن نشان دهد باید این را برساند که احتمالا چنین فردی یک انسان غیر منطقی است که حاضر است هر کاری را انجام دهد و این احتمال هم وجود دارد که اگر در لحظات حساس زندگی تحت فشار قرار بگیرد و دست به کارهای غیر منطقی دیگر هم بزند. می خواهم بدانم اگر با این کار اتفاقی برای آن پسر می افتاد بازهم در این برنامه از آن ها دعوت می کردند و آنها را به عنوان الگو نشان می دادند .

من فکر می کنم احسان علیخانی قصد داشت در برنامه اول یک موضوع جالب را به تصویر بکشد. که متاسفانه این جالب بودن عملا تبدیل به تصویر کشیدن یک عمل غیر منطقی و نابالغ از سوی یک فرد افسرده شد و دقیقا داستان کلیپ همان 2 دختری شد که حین رانندگی از خودشان فیلمبرداری کرده بودند و ترانه تو حاضری واسه عشقت چیکار کنی را می خواندند در جلسه ای که با احسان علیخانی داشتیم خود او میگفت که قصد ما اصلا ساختن یک برنامه گریه دار نیست .ولی مردم از ما توقع دارند که برنامه های ما مربوط به موضوعات عجیب و جالب باشد . علاوه بر آن این برنامه با توجه به برد وسیعی که دارد یک برنامه آموزنده است .

 

اما داستان این است که وقتی برنامه های آموزنده می شوند معمولا از جذابیت آنها کاسته می شود  و اگر قرار باشد یک فرد موفق برای تاثیر گزاری بیشتر و انگیزه دادن به بیننده در برنامه حاضر شود شاید موضوع برنامه یک مقدار خسته کننده و تکراری شود چرا که این راهم باید در نظر گرفت که واکنش افراد در مقابل دیدن صحنه های مختلف باهم متفاوت است.اما یکی از واکنش های افراد در مواجهه با مشکلات دیگران این است که خدا را به علت نداشتن چنین مشکلاتی شکر می کنند  و اصلا یکی از دلایلی که مردم به دیدن فیلم های ترسناک یا گریه دار روی می آورند همین موضوع است .

 

در واقع این موضوع باعث برون ریزی احساسات می شود و فرد احساس آرامش می کند اما به هر حال ما درباره ماه رمضان صحبت می کنیم که از آن به عنوان ماه مهمانی خدا یاد شده است پس قرار نیست زمان افطار به موضوعات گریه دار پرداخته شود ماه عسل می تواند یک برنامه آموزشی خوب باشد اما چون برنامه ای است که صدا و سیما روی پربیننده بودن آن حساب کرده باید جذاب باشد و همان طور که گفتم جذابیت معمولا در کشور ما با توجه به محدودیت هایی که در صدا و سیما وجود دارد نقطه مقابل آموزنده بودن است به همین دلیل برنامه به همان روال سابق پیش می رود چرا که یک فرمول جواب پس داده است .

 

 

این مقاله در هفته نامه سلامت ( زندگی مثبت) شماره 206 نیز منتشر شده است.

 

به این مطلب امتیاز دهید :
0.00 از 5


نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: