وقتی فرزندان خانه را ترک می‌کنند

1753 بازدید | ۱۳۹۳/۱۰/۱۸
امتیاز 0.00 تعداد رای 0
وقتی فرزندان خانه را ترک می‌کنند

با ازدواج فرزندان، رفتنشان به دانشگاه يا کوچ به کشوري ديگر، ناگهان خانه خالي و بي‌سروصدا مي‌شود. پدر و مادري که سال‌ها براي تر و خشک کردن فرزندان تلاش کرده و خود را به آب و آتش زده‌اند، باز هم مثل روزهاي نخستين ازدواج و قبل از تولد اولين بچه تنها مي‌مانند ولي اين تنهايي از نوع ديگري است؛ تنهايي‌اي که اگر زن و شوهر قادر به مديريت آن نباشند، شرايط را پراسترس و بحراني ‌مي‌کند.

 

زندگي خانوادگي 8 مرحله‌اي است؛ زندگي در خانواده پدري، ترک خانواده (در جامعه ايراني ترک خانه معمولا تا موقع ازدواج اتفاق نمي‌افتد)، مرحله قبل از ازدواج، زوج بدون فرزند، خانواده با فرزندان کوچک، خانواده با فرزند نوجوان، ترک خانه به وسيله فرزندان و بعد از 70 سالگي. در صفحه «سالمندان» اين هفته درباره مرحله‌اي كه در آن فرزندان خانه را ترك مي‌كنند که به زندگي بعد از 70 سالگي يا سندرم آشيانه خالي مربوط مي‌شود، با هم صحبت مي‌كنيم. با ما همراه شويد.

 

وقتي آخرين فرزند از خانه مي‌رود، فصل جديدي در روابط زن و شوهر باز مي‌شود که «سندرم آشيانه خالي» نام دارد. آنها وارد دوره جديدي مي‌شوند که تاکنون تجربه‌اي درباره آن نداشته‌اند. گاهي اين زن و مرد آنقدر درگير وظايف والدي بوده‌اند که از خود غافل و تقريبا روابطشان به هم‌خانگي تبديل شده بوده و بعد از رفتن فرزندان تازه با اين موضوع مواجه مي‌شوند که اصلا که هستند و بايد چه نقشي در قبال همديگر داشته باشند.

 

زن و شوهرهايي که به بلوغ فکري رسيده‌اند، دوباره نقش‌هاي همسري را در فضاي جديد تعريف و برنامه‌ريزي مي‌کنند؛ بدين صورت که چگونه به سلامت جسمي خود و طرف مقابل بپردازند، کجا بروند، چگونه خريد کنند، چگونه با فرزندان و عروس‌ها و دامادها ارتباط داشته باشند و... . آنهايي هم که سال‌ها عشق و علاقه بينشان تمام شده و در واقع طلاق عاطفي گرفته‌اند و فقط به خاطر فرزندان کنار همديگر مانده‌اند، با تنها شدن بحران‌هاي جديدي را تجربه مي‌كنند.

 


بمانم يا بروم؟

تقريبا بيشتر زن وشوهرها در حول و حوش 40 سالگي براي ادامه زندگي و اينكه آيا با همسرشان به زندگي ادامه دهند يا نه دچار ترديد مي‌شوند. حتي چه‌بسا دچار اختلافات زناشويي بسيار جدي‌اي شوند. اين اتفاق در سندرم آشيانه خالي هم مي‌افتد و بار ديگر زن و شوهر با اين سوال‌ها مواجه مي‌شوند و اينجاست که اگر مشکل جدي وجود داشته باشد، توان تصميم‌گيري نخواهند داشت. آنها ممكن است به طور قانوني از هم جدا شوند يا بدون طلاق گرفتن زندگي دور از هم را در پيش بگيرند و بدين شکل به سال‌ها اختلاف پايان دهند.

 


ورود افراد جديد (عروس يا داماد)

روند طبيعي ازدواج اين است که همسر اولويت بيشتري نسبت به پدر و مادر داشته باشد. البته اين به معناي رها کردن پدر و مادر نيست اما درك چنين پديده‌اي براي والدين آسان نيست و هنوز در فرهنگ ما جا نيفتاده که اولويت‌ها بايد تغيير کند و اين موضوع با سوگ، مخالفت‌ها و کارشکني‌هاي پدر و مادرها همراه مي‌شود كمااينكه مي‌بينيم در کشورهايي مانند ايران، ترکيه و... (بيشتر کشورهاي خاورميانه) اختلاف شديدي بين بعضي عروس‌ها و مادر شوهرها وجود دارد و متاسفانه سال‌ها انرژي زيادي از آنها مي‌گيرد، اين در حالي است كه پدر و مادر بايد سعي کنند با عروس‌ها، دامادها و نوه‌هايي که وارد خانواده‌شان شده‌اند، سازگاري پيدا کنند.

 

 


آشيانه با حضور نوه‌ها پر مي‌شود

داستان نوه‌ها هم فصل ديگري است. خيلي وقت‌ها مراقبت از نوه‌ها به پدر و مادرها سپرده مي‌شود. اين اتفاق بسيار خوب است زيرا باعث مي‌شود آشيانه خالي دوباره پر شود و پدر و مادر ميانسال با ابراز عشقشان به نوه، احساس کفايت و سودمندي کنند.

 

خيلي از افراد بعد از بازنشستگي احساس مي‌کنند ديگر سودي براي جامعه ندارند. سن بازنشستگي در ايران پايين و حدود 55-60 و گاهي از اين هم زودتر است در حالي که در کشورهاي خارجي به حدود 68 سال مي‌رسد. انسان‌ها در دهه 5 و حتي 6 زندگي توانايي‌هاي زيادي دارند و اصلا لازم نيست دست از کار بکشند و خانه‌نشين شوند. گرچه به دليل کافي نبودن حقوق بازنشستگي اغلب سالمندان شغل دوم و سومي دارند اما کساني که فقط به حقوق بازنشستگي اکتفا مي‌کنند و از خانه خارج نمي‌شوند، از زندگي و همسرشان دلزده مي‌شود.

 


کم‌کم ناتواني‌هاي جسمي بروز مي‌کنند

در اين دوره توان جسمي انسان‌ها کاهش مي‌يابد و مراجعه به پزشک بيشتر مي‌شود. نياز است تا زن و شوهر از يکديگر مراقبت بيشتري كنند اما اغلب آنها انتظار دارند فرزندان به وضعيت سلامتشان رسيدگي کنند. البته فرزندان بايد به سلامت نسل قبلي بها دهند و مراقب آنها باشند.

 


ذهن را براي تنها ماندن آماده کنيد

يکي از مقوله‌هايي که انسان‌ها از سن 70 به بعد بايد با آن کنار بيايند، پديده مرگ است. مرگ همسر در کشورهاي غربي بالاترين استرس را به مرد يا زن مي‌دهد ولي در ايران، کشورهاي عربي و آسياي ميانه مرگ فرزند بيشترين استرس را به پدر يا مادر وارد مي‌كند. اگر در اين دوره مرگ فرزند رخ بدهد، تقريبا کنار آمدن پدر و مادر با آن غيرممکن است.

زوج بايد ذهنشان را براي فقدان همسر و تنهايي آماده کنند. آمار نشان داده طول عمر زنان بيشتر از مردان است و ميزان زنان همسر مرده در دنيا رو به افزايش است پس خانم‌ها بايد بتوانند آمادگي ذهني وجسمي براي مواجهه با اين پديده طبيعي حيات را داشته باشند ولي متاسفانه گاهي وابستگي به همسر آنقدر زياد است که بعد از فوت همسر، مرد يا زن از انجام کارهاي ساده روزمره خود در مي‌مانند.

 

به این مطلب امتیاز دهید :
0.00 از 5

دیگر مقالات

نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: