بلیت سینما،سبد کالا،فرهنگ

1726 بازدید | ۱۳۹۲/۱۱/۲۹
امتیاز 0.00 تعداد رای 0
بلیت سینما،سبد کالا،فرهنگ
 
 
 
 
اگر 10 بار دیگر اعلام کنیم سینما رایگان است ، طبیعتا ممکن است تا 5 بار دیگر این اتفاق ها بیفتد و چنین واکنش هایی ببینیم اما بار ششم مردم دیگر یاد می گیرند وقتی بلیت سینما رایگان است ، چطور به سینما بروند. مثل چیزهایی که سال هاست وارد ایران شده و مردم کم کم استفاده از آنها را آموخته اند.
 
 
اتفاقی که در روز رایگان بودن بلیت سینما افتاد، مرا یاد روزهای می اندازد که شهرداری تهران در اوخر دهه 60 و اوایل دهه 70 برای اولین بار گلکاری در تهران را شروع کرد . مرتب گل های زیبا کاشته می شد و مردم تهران هم آنها را می چیدند .وقتی به شهردار وقت تهران گفتند هر چه گل می کاریم مردم می چینند، گفت آنقدر بکارید که دیگر برایشان عادی شود و این کار را انجام ندهند. امروز می بینیم میلیون ها شاخه گل در تهران کاشته می شود و دیگر کسی آنها را نمی چیند،من این دو پدیده را خیلی شبیه هم می بینم.
 
 

تاسف خوردن لازم نیست

من کاملا با مقاله های زیادی که علیه این داستان نوشته شد و فریادهای  که سر دادند مخالفم چون عقیده دارم این اتفاق برای سینما خیلی هم جالب بود. مطمئنم اگر چنین رویدادی در هر کدام از کشورهای دیگر در حال رشد مثل هند، برزیل و ... رخ می داد ، از آن استفاده تبلیغاتی می کردند که به دنیا نشان دهند روزهایی که سینما در کشورشان رایگان است، مردم در سینما را از پاشنه در می آورند، عاشق سینما و فرهنگ هستند و...
ما می توانیم فریاد وااسفایی را در مورد اتفاق هایی که برای دریافت سبد کالا افتاد، سردهیم. البته در تمام مدت توزیع سبد کالا هم فقط چند درگیری محدود بین عده ای خاص از آدم ها با شخصیت های خاص رخ داد عکس های آن هم منتشر شد. من چند روز پیش در اهواز بودم و صف طولانی دریافت سبد کالا را دیدم . اگر چه دیدن این صف باعث تاسف است ولی ایرادی به مردم وارد نیست و هیچ صحنه خشونتی مشاهده نکردم. صف منظم و طولانی ای دیدم که در آن آدمها ی آرامی منتظر بودند کالایشان را بگیرند.
 
 

منفی نمایی را کنار بگذاریم

درست است که ما خیلی چیزهای ناخوشایند داریم ولی منفی نمایی هم جزیی از فرهنگ ما شده است؛ یعنی خودمان آنقدر در مورد خودمان بد حرف می زنیم که بعد از مدتی باورمان می شود که خیلی خیلی بدبختیم! بعد شروع می کنیم در خانه خودمان بالا اوردن روی سفره مان ! نمونه این منفی بافی ها را در جامعه زیاد می توان دید؛ مثلا در تاکسی ! فرهنگ منفی بافی و منفی گویی انقدر در جامعه حاکم است که می بینیم بلافاصله وقتی نفر اول مثلا می گوید چراغ راهنمایی خراب است، چرا این همه پول از ما می گیرند و آن را درست نمی کنند؟ دومی ادامه می دهد: آقا! این مملکت همه چیزش همین طور است. از آنجا که معمولا این مواقع همیشه خویشاوند نزدیکی هم وجود دارد که با وزیر یا مسئولی رابطه نزدیک دارد و از او هم نقل قول می شود ، ممکن است نفر سوم هم بگوید: من از یک فرد آگاه شنیده ام همین چند روز پیش میلیاردها دلار دزدیده شده و صدایش هم در نیامده ! دیگری هم می گوید: چند روز پیش رفته بودم فلان اداره! نمی دانید آنجا چطور مردم را غارت می کردند! وقتی این مسافران پیاده می شوند، راننده همین گفت و گو را با مسافران جدید آغاز می کند!
 
اما این ابراز مکرر نارضایتی از همه چیز، باعث می شود کم کم حالمان از همه چیز به هم بخورد. من در خانه برای پسر کوچکم این خرده فرهنگ را ممنوع کرده ام . چون هر جا که می رویم، می شنود که در ایران اوضاع اینطور است و در خارج فلان طور! در ایران ما بدبختیم و در کشورهای دیگر همه سعادتمند! من سعی کرده ام به او یاد دهم از امکاناتی که می تواند در کشور خود از آنها استفاده کند ، لذت ببرد و منفی گویی نکند. ما باید از این حداقل امکانات زندگی و رفاه اجتماعی هم لذت ببریم و آنها را نادیده نگیریم چون با این کار مرگ عاطفی و هیجانی مان فرامی رسد و کسی هم نیست به دادمان برسد. مخصوصا که دولت بخش سلامت روان مردم را تقریبا به حال خود رها کرده و باید حواسمان به خودمان باشد که با منفی گویی خودمان را افسرده نکنیم .
 
 

آموزش گره گشاست

به نظر من وظیفه نهادهای مدنی و رسانه هاست که از جهت گیری های سیاسی فاصله بگیرند و جنبه های زیبایی زندگی در ایران را هم نشان دهند تا احساس بدبختی سراغ مردم نیاید و اینقدر آزارشان ندهد. واقعیت این است که بخشی از آنچه در روز رایگان بودن بلیت سینما رخ داد، به بی فرهنگی بعضی آدم ها که باعث تخریب شده اند، مربوط است اما یادمان نرود آنها برای دیدن یک فیلم و یک کار فرهنگی رفته بودند نه گرفتن غذا و این خیلی مهم است . باید با این دید هم نگاه کنیم که این اتفاق نشان می دهد علاقه به سینما در مردم کشور ما وجود دارد و باید خوشحال باشیم .
باید بدانیم مردمی در کشورمان هستند که فیلم دیدن را دوست دارند و می فهمند ولی پول رفتن به سینما را هم ندارند.
 
این اتفاق ناشی از بی فرهنگی مردم نبود. اگر بار دیگر که سینما رفتن رایگان اعلام و این واقعه تکرار شود، باز هم نشانه بی فرهنگی مردم نیست و چون وزارت ارشاد نتوانسته در این فاصله تمهداتی برای پیشگیری از وقوع این حوادث بیندیشد، بی فرهنگی این وزارتخانه را نشان می دهد . مثلا در هر کشور دنیا که بروید، چون مسافر خسته است و دوست دارد زودتر ویزا و پاسپورتش چک شود،صف مارپیچی می گذراند تا همه به حوصله و نظم خود را به باجه مورد نظر برسانند و بی نظمی اتفاق نیفتد و اگر دست اندرکاران و سینما داران بار دیگر چنین تدابیری نیندیشند، مشکل از آنهاست نه مردم چون با اول حواسشان به این موضوع نبوده و چنین ازدحامی را پیش بینی نمی کردنده اند ولی وظیفه دارند فرهنگ سازی کنند و اقدام های لازم را انجام دهند تا بار دیگر این اتفاق نیفتد.
 
 
این مقاله در هفته نامه ی سلامت شماره 460 نیز چاپ شده است.
 
به این مطلب امتیاز دهید :
0.00 از 5

دیگر مقالات

نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: