نوروز مبارک آنلاین سلامت

دو کلمه درباره ازدواج دوم - دومين بار دومين يار

2070 بازدید | ۱۳۹۲/۱۱/۱۱
امتیاز 0.00 تعداد رای 0
دو کلمه درباره ازدواج دوم  - دومين بار دومين يار

 

دقيقا نمي‌توان گفت چه مدت بعد از طلاق مي‌توان دوباره ازدواج كرد. مطالعه‌هاي صورت‌گرفته در آمريكا نشان مي‌دهد كه به طور متوسط بايد بين ازدواج اول و ازدواج دوم 3 سال و نيم فاصله باشد. بنابراين ملاحظه‌هاي بيشتري لازم است تا بتوان مانع از شكست ازدواج دوم شد چرا كه اين بار آسيب رواني وارده بسيار بيشتر و چه بسا جبران‌ناپذيرتر هم باشد. به نظر من اگر همه شرايط براي ازدواج مجدد مهيا باشد، قطعا اين روند زماني كمتر از 2 سال نخواهد بود.

 

سوگ بعد از طلاق

بسياري از جدايي‌ها با كينه‌توزي و دشمني خاتمه مي‌يابد. طلاق با از دست دادن به اتمام مي‌رسد و در اين رابطه هر دو طرف - چه مرد و چه زن - ناگهان با كاستي مواجه مي‌شوند. طرف مقابل هر چقدر هم كه بد و غيرقابل‌تحمل باشد ديگر حضور ندارد و فرد بعد از طلاق تنها خواهد شد. اين اولين پيشامد دوره سوگ است؛ سوگ تنهايي، سوگ عمر از دست رفته، سرنوشت نامعلوم براي خود و بچه‌ها و... هر همسري نقش‌هايي را در زندگي داشته كه به يكباره و با رفتن‌اش به عهده طرف مقابل گذاشته است؛ مثلا مدت 10 سال مايحتاج خانه را تهيه مي‌كرده يا حضور مردي كه در خانه نقش نگهبان و مدير داشته و با ترك خانه، نوعي ناامني اتفاق افتاده است. طلاق فقط غم از دست دادن نيست بلكه احساس‌هاي مختلفي مثل خشم، حس گناه، نااميدي و... در كنار غم سراغ فرد متاركه‌كرده مي‌آيد. وقتي عزيزي از دست مي‌رود بعد از آن ممكن است بستگانش دچار علايمي از افسردگي، خشم، انزوا و... شوند. سوگ مرگ بعد از 2 ماه، 6 ماه، يا بيشتر فروكش مي‌كند و اطرافيان متوفي به تدريج موضوع مرگ را مي‌پذيرند ولي براساس تجارب ما سوگ طلاق بسيار طولاني‌تر و عذاب‌آورتر از سوگ مرگ است به خصوص اگر با آزار و اذيت از جانب همسر يا خانواده نيز همراه شود.

 

سرزنش بعد از طلاق

در كشور ما خود طلاق شايد آنقدر براي فرد مهم نباشد اما سرزنش و نيش و كنايه ديگران به‌خصوص فشار از جانب پدر و مادر، آثار مخرب روحي فراواني روي فرد متاركه كرده خواهد داشت. گاهي پدر و مادرها همه واقعيت‌ها را مي‌بينند و از نزديك شاهد ماجرا هستند ولي خودخواهانه ترجيح مي‌دهند چشم خود را روي حقايق ببندند تا مانع از طلاق فرزندشان شوند با اين ذهنيت كه «مردم چه مي‌گويند». به‌خصوص اين فشار روي فرزندان دختر خانواده خيلي بيشتر است. كسي درباره مرد مطلقه صحبت نمي‌كند ولي ديد خيلي‌ها مناسب نيست و همين تفكر بيمارگونه پدر و مادر يا حتي برادر نوجوان را نيز وادارد دختر خانواده را محدودتر کنند.

 

شانس ازدواج دوباره بعد از طلاق

در ايالات متحده آمريكا 25 درصد مردان و زناني كه طلاق مي‌گيرند ديگر ازدواج نمي‌كنند زيرا در آنجا روابط بين زن و مرد نسبت به كشور ما آزادتر است و چه بسا آنها سال‌ها بدون هيچ‌گونه عقد و قراردادي با يكديگر و زير يك سقف با هم زندگي كنند. در كشور ما به علت مسايل شرعي و عرفي، محدوديت‌هايي براي زنان و مردان وجود دارد. زنان و مرداني كه يكبار طلاق را تجربه مي‌كنند نسبت به افرادي كه تا به حال ازدواجي نداشته‌اند شانس كمتري براي ورود به زندگي مشترك بعدي دارند. اين شانس با وجود داشتن فرزند و بي‌كاري، كمتر و كمتر مي‌شود. نداشتن كار مناسب يكي از معضلاتي است كه بعد از طلاق به‌خصوص در قشر زنان ديده مي‌شود. در جامعه امروزي، داشتن شغل در زنان احتمال انتخاب شدن از جانب مردان را بالاتر مي‌برد همچنين كار كردن زن باعث مي‌شود با دنياي بيرون ارتباط بيشتري داشته باشد و بتواند بهتر زوج‌يابي كند.

 

سردرگمي بعد از طلاق

وقتي مرد و زن با هم متاركه مي‌كنند دچار يك دوره طولاني از سردرگمي، پشيماني، خشم و افسردگي مي‌شوند و خيلي وقت‌ها ممكن است دست به كارهايي بزنند كه عقل و منطق در آن جايي نداشته باشد. حس پشيماني، حس شايعي است و همين مساله شايد مرد يا زن را به اين تفكر وادارد كه دوباره به زندگي برگشته و اشتباه‌هاي گذشته را جبران كند اما متاسفانه برگشت به اين الگوي معيوب، كاملا غيرمنطقي است و نتيجه نيز چيزي جز تكرار خطاهاي قبلي نخواهد بود.

7 نکته درباره دومين ازدواج

اگر شما هم به تازگي از همسرتان جدا شده‌ايد، رعايت اين چند نكته مي‌تواند كمك زيادي در ادامه مسير زندگي‌تان داشته باشد:

1. مشكل‌هاي اقتصادي ناشي از ازدواج قبلي كاملا بايد حل شود به‌عنوان مثال مهريه دادن از جانب مرد و مهريه گرفتن از طرف زن بايد كاملا امري تمام شده باشد مثلا زن نبايد منتظر بماند تا دريافت مهريه كاملا تمام شود و سپس ازدواج كند. در ازدواج بعدي به‌هيچ‌وجه نبايد درگيري مالي وجود داشته باشد.

2. سعي كنيد با مسايل اجتماعي پيش آمده كنار بياييد. به نگرش مردم اهميت ندهيد و مشكل‌هايتان را كاملا با خانواده حل كنيد و هر زماني از نظر عاطفي آمادگي پذيرش فرد ديگري را در زندگي داشتيد وارد ازدواج بعدي شويد.

3. خيلي وقت‌ها زنان يا مرداني كه در شرف طلاق هستند به دليل دردناك بودن آن قبل از طلاق عجولانه جانشين ديگري پيدا مي‌كند و با اين اميد كه بعد از جدايي از همسر تنها نخواهند بود و فرد ديگري در انتظارشان است، جدا مي‌شوند و بلافاصله در رابطه ديگري گرفتار مي‌شوند. در اين مرحله افراد آمادگي لازم را ندارند و از فرد ديگري به‌عنوان درمان استفاده مي‌كنند و به طور ناخودآگاه عواطف ناخوشايند و خواسته‌هاي برآورده نشده رابطه قبلي را به رابطه جديد انتقال مي‌دهند. بايد بدانيد اين رابطه نيز محكوم به فنا خواهد بود. رابطه بعدي حتما بايد در فضايي آرام و عاري از عصبانيت و خواهش بي‌جا شروع شود.

4. همه انسان‌ها برنامه خاصي براي زندگي‌شان دارند. در گير و دار طلاق اين نظم كاملا به هم مي‌ريزد و همه چيز آشفته مي‌شود. سعي كنيد بعد از طلاق به برنامه عادي زندگي‌تان مانند آنچه كه در دوران تجرد داشتيد، برگرديد و به اين وسيله آرامش خود را به دست آوريد.

5. آمارها حاكي از آن است كه بيشترين طلاق در خانم‌هاي خانه‌دار است. توصيه من به خانم‌ها اين است وقتي آشفتگي را در زندگي زناشويي‌تان مي‌بينيد و احتمال جدايي در آينده وجود دارد، قبل از متاركه به فكر كار و تامين مالي زندگي خود باشيد. داشتن درآمد حتي خيلي اندک نقش بسزايي در زندگي يک زن خواهد داشت.

6. وقتي آرامش پيدا كرديد و توانستيد با پديده طلاق كنار بياييد، حتما با يك مشاور كه در زمينه ازدواج فعاليت مي‌كند، مشورت كنيد و با او نقاط قوت و نقاط ضعف زندگي‌تان را مرور كنيد، اشتباه‌هاي خود را بررسي كنيد و ببينيد كه قادر به انجام چه كارهايي بوديد ولي در انجام آن غفلت كرده‌ايد. اين ارزيابي‌ها و در نهايت جمع‌بندي و نتيجه‌گيري كمك شاياني در زندگي مشترك بعدي‌تان خواهد داشت.

7. يكي از عمده مشكل‌هايي كه ما روان‌پزشكان در جلسه‌هاي مشاوره ازدواج داريم، اين است كه مراجعان از ما انتظار دارند نقش يك كارآگاه را داشته باشيم. بعضي از مراجعان ما انسان‌هايي چندلايه هستند كه به راحتي نمي‌توان به افکارشان پي برد و پوشيده صحبت مي‌كنند. در جلسه‌هاي مشاوره بايد صادقانه راجع به خودتان حرف بزنيد و اجازه دهيد تا شناخته شويد. مشاوره قبل از ازدواج زماني پاسخگوست كه حداقل 6 ماه از آشنايي مرد و زن گذشته باشد. به نظر من آزمون‌هاي روان‌شناسي از دقت و اعتبار كافي برخوردار نيستند. بهترين كمك را مي‌توانيم از خود انسان‌ها بگيريم و صحبت كردن با افراد به مراتب دقيق‌تر و بهتر از هرگونه آزموني است.

به این مطلب امتیاز دهید :
0.00 از 5

دیگر مقالات

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: