روان شناسی داعش

3750 بازدید | ۱۳۹۳/۴/۲۱
امتیاز 0.00 تعداد رای 0
روان شناسی داعش

 

 

طي چند هفته اخير، دنيا شاهد پديده به ظاهر جديدي به‌نام «داعش» بود يا «دولت اسلامي عراق و شام.» البته در يکي دو روز گذشته، اين گروه نام خود را تغيير داده‌اند و با داعيه اينکه مي‌خواهند دولت اسلامي براي کل دنيا تشکيل دهند، اسم خود را گذاشتند «دولت اسلامي» و خليفه‌اي براي خود تعيين کردند.

 

به نظر من اين پديده جديد نيست ولي عواملي اين گروه را متمايز مي‌کند؛ مثلا تماشاگران شبکه‌هاي تلويزيوني دنيا شاهد فيلم‌هايي بودند که خود داعش منتشر مي‌کرد. آنها سايت‌هاي اينترنتي دارند که به‌وسيله آن فيلم‌ها و عکس‌هاي خود را به تمام دنيا مخابره مي‌کنند. از طرفي منطقه همزمان پر از خبرنگار است چون هم جنگ سوريه در جريان است و هم مسائل منطقه‌اي خاورميانه بسيار مهم هستند، بنابراين خبرنگارها مي‌توانند لحظه به لحظه وقايع را پوشش دهند.

 

علاوه بر اينها، اهميت استراتژيک کشور عراق و منابع نفتي آن مزيد بر علت شد و اينکه داعش اولين حمله‌هاي خود را متوجه مناطق نفت‌خيز و پالايشگاه‌ها کرد، در خبرساز شدن اقدام‌هاي آنها موثر بود، اما چيزي که بيشتر از هر چيز دنيا را تکان داد، الگويي از رفتار بود که اين گروه هنگام تصرف مکان‌ها نشان مي‌دادند؛ فيلم‌هايي از داعشي‌ها منتشر شد که آنها را در جاده‌ها و در حال بازرسي اتومبيل‌ها نشان مي‌داد در حالي که لپ‌تاپ‌هايي در دست داشتند با اسامي کساني که با دولت همکاري داشتند يا به هر نوعي تفکراتشان با ايدئولوژي داعش متفاوت بود.

 

اعضاي اين گروه کارت شناسايي راننده‌ها را با فهرست اين اسامي مطابقت مي‌دادند و اگر اتفاقا نام آنها در اين ليست وجود داشت، همانجا بدون محاکمه حکم اعدام در موردشان اجرا مي‌شد!

اين فيلم‌ها در تمام دنيا پخش ‌شد و تعجب همه دنيا را بر‌انگيخت که کدام ايدئولوژي و دين مي‌تواند اينگونه باشد که براساس آن، افرادي اجازه پيدا کنند صرفا براساس يک نام و بدون محاکمه، کسي را کنار جاده به قتل برسانند و شادماني کنند.

 

مساله اين است که اعضاي اين گروه غير از خودشان، بقيه آدم‌ها را ديندار و دين‌مدار نمي‌دانند بنابراين هرگونه خشونت و قتلي را عين وفاداري به ايدئولوژي ديني‌شان فرض مي‌کنند در حالي که بسياري از مسلمانان در سراسر دنيا و به‌خصوص طبقه فرهيخته آنها، از اين اقدام‌ها متحير مانده‌اند و هرگز چنين اعمالي را خداپسندانه و بر مبناي دين نمي‌دانند و از آنها بيزارند.

 

 

آيا داعش تروريست است؟

«ترور» يعني ايجاد وحشت و ترس. در واقع ترور يعني استفاده از خشونت غيرمترقبه، شوک‌آور و غيرقانوني عليه افراد غيرنظامي براي وادار کردن يک دولت يا يک جامعه به پذيرش خواسته‌هايي که بر مبناي يک ايدئولوژي استوار است.

 

اما تروريست از منظر روان‌شناختي مي‌خواهد چه اتفاق‌هايي در جامعه بيفتد و هدفش چيست؟ آنها پديده‌هاي روان‌شناختي‌اي را در جامعه ايجاد مي‌کنند تا از طريق آن به مردم و غيرنظامي‌ها فشار بيايد تا آنها هم به دولت‌ها فشار بياورند و در نهايت آن گروه به خواسته‌هايش برسد. پديده‌هاي روان‌شناختي که در اثر حرکات تروريستي و شنيدن خبر آنها در مردم ايجاد مي‌شود؛ وحشت، احساس نابساماني و آشفتگي، ناآرامي و بي‌قراري، بدبيني، اضطراب و دلشوره، خشم، سوگ و احساس رخ دادن تراژدي است.

 

از همه مهم‌تر، ترکيبي از همه اين احساس‌هاي ناخوشايند است که باعث بروز احساس شديد سردرگمي، نابساماني و ناامني درون آدم‌ها مي‌شود. اما چه چيزي باعث روا داشتن ترور مي‌شود؟ واضح است کساني که چنين رفتارهايي دارند، خودشان آن را بي‌رحمانه، وحشيانه و غيرانساني نمي‌دانند و اين حق مسلم را براي خود قائل هستند که چنين اعمالي انجام دهند.

 

در سال‌هاي اخير در دنيا، راجع ‌به کساني که رفتارهاي تندرو داشته‌اند، بررسي‌هايي انجام شد. يکي از مهم‌ترين و بهترين اين تحقيقات را دکتر واگدي لوزا در دانشگاه کانادا انجام داد که در مورد تروريسم گروه‌هاي مذهبي مثل القاعده با رويکرد خاورميانه بود و مي‌توان نتايج آن را به داعش هم تعميم داد. براساس اين مطالعه، معلوم شد در غرب بيشتر کساني که به اين گروه‌ها مي‌پيوندند، مرداني هستند در سنين 17 تا 23 ساله، معمولا از خانواده‌هاي طبقه متوسط با دستاوردهاي نسبتا بالاي شغلي و تحصيلي در علوم مدرن و داراي مدارک دانشگاهي.

اما نتايج مطالعه‌هايي هم که در سال 1999 انجام گرفت، نشان داد کساني که در کشورهاي خودشان دست به اقدام‌هاي تروريستي مي‌زنند، افرادي هستند با تحصيلات کم و بيکار که از متن جامعه تقريبا کنار گذاشته شده‌اند و خودشان هم خودشان را از متن جامعه جدا کرده‌اند.

رهبران اين گروه‌هاي تندرو و افراطي مذهبي، به طور متوسط 15 سال بزرگتر از پيروان و ديگر اعضاي گروه هستند، حدود 40 سال سن دارند، جذبه و قدرت تاثيرگذاري خيلي زيادي دارند، قادرند احترام طرفداران و پيروانشان را نسبت به خودشان برانگيزانند، دانش زيادي درباره ايدئولوژي‌شان دارند به نحوي که مي‌توانند ديگران را تحت‌تاثير قرار دهند، ذاتا شخصيت پرنفوذي دارند، الهام‌بخش ديگران هستند، تشويق و ترغيب را در عالي‌ترين شکل ممکن بلدند، معمولا از مرگ نمي‌ترسند و استاد مرگ هستند. البته در رهبران اين گروه‌ها، افرادي هم وجود دارد که اتفاقا کاملا از مرگ گريزانند در حالي که ديگران را براي مردن در راه ايدئولوژي تشويق مي‌کنند.

 

 

کساني که جذب گروه‌هايي مثل داعش مي‌شوند، غيرطبيعي‌اند؟

در اين مورد توافق نظر وجود ندارد. برخي مطالعه‌ها نشان مي‌دهد عده زيادي از اين آدم‌ها اختلال‌هاي شخصيتي دارند حتي برخي از آنها به اختلال‌هاي روان‌پزشکي عمده‌تري هم مبتلا هستند اما مهم‌ترين نکته شخصيتي که مي‌توان به آن اشاره کرد، اين است که اين افراد در خانواده يا جامعه‌اي بزرگ شده‌اند که در آنها احساس شديد خودکم‌بيني و احساس حقارت به‌وجود آورده است.

 

اين آدم‌ها هرگز جدي گرفته نشده‌اند و احساس کرده‌اند شهروند درجه يک نيستند و حقوق آنها با حقوق ديگر شهروندان تفاوت دارد. آنها حس مي‌کنند مثل ديگران با آنها رفتار نمي‌شود. يکي از بارزترين نمونه‌هاي اين وضعيت را شايد بتوان در رفتار مردم عرب ساکن حومه پاريس در 3-2 سال گذشته مشاهده کرد. آنها در پاريس به دنيا آمده بودند و پاسپورت‌ فرانسوي داشتند اما احساس تعلق و دلبستگي به جامعه فرانسه در آنها شکل نگرفته بود و همين باعث شد اغتشاش‌هايي را در پاريس ايجاد کنند که خسارت‌هاي زيادي به بار آورد.

 

بعد از آن، دولت فرانسه تازه متوجه شد نمي‌تواند به تبعيض قائل شدن ادامه دهد و بايد زمينه‌هاي پيوستن اين مردم به فرهنگ فرانسوي و در عين حال احترام به فرهنگ عربي و اسلامي را فراهم کند تا با چنين عصيان و آشوب‌هايي مواجه نشود.

 

يکي ديگر از جنبه‌هاي شخصيتي اعضاي چنين گروه‌هايي، اين است که استقلال شخصيتي ندارند و نياز دارند از فرد ديگري با جذبه و تاثيرگذاري بالاتر پيروي کنند. آنها اعتماد به نفس ندارند و فقط در چارچوب يک ايدئولوژي مي‌توانند احساس اعتماد به نفس پيدا کنند، آن هم ايدئولوژي‌اي با رفتارهاي خشن تا کسي جرات نکند در مقابلشان بايستد.

 

افرادي که فاقد حس همدلي و همدردي با ديگران هستند و اساسا از کودکي وجدان در آنها شکل نگرفته، از کودکي آسيب شديدي به خودانگاره‌شان وارد شده يعني در خانواده و جامعه مرتب به آنها گفته مي‌شده بد هستند، از قوم بدي هستند، مذهبشان به درد نمي‌خورد، مليت وحشي‌اي دارند و...، مدام در پي اين هستند، که خشم خود را جايي رها کنند و يکي از بهترين راه‌هاي اين کار، پيوستن به گروه‌هايي است که مي‌توان با عضويت در آنها و رفتارهاي خشونت‌آميز، خشم را تخليه کرد.

 

اعضاي اين گروه‌ها، معمولا نسبت به اطرافيان و جهان بدبين هستند و گاهي اشتغال ذهني زيادي با قدرت دارند چون مثلا تحت‌کنترل يک والد بسيار خشن يا حاکميت خشن و تنبيه‌گر بوده‌اند. گروه‌هايي مانند داعش ماوايي مي‌شود براي آنها تا احساس قدرت کنند. آدم‌هايي با چنين ويژگي‌هايي، چنان تحت‌تاثير و نفوذ قرار مي‌گيرند که نوعي هيپنوتيزم در آنها رخ مي‌دهد، به گونه‌اي که باعث مي‌شود تماسشان با واقعيت‌ها قطع و درکشان از حقايق مخدوش شود.

 

يکي از کارهايي که رهبران اين گروه‌ها به خوبي انجام مي‌دهند، شستشوي مغزي است؛ يعني مسائل ايدئولوژيک را به اسم واقعيتي در کل هستي به خورد اين آدم‌ها مي‌دهند و آنها را به اين باور مي‌رسانند که واقعيت همين است که رهبرانشان مي‌گويند.

 

گروه ديگري از محققان هم براساس مطالعه‌هايشان به اين نتيجه رسيده‌اند که اعضاي گروه‌هاي تروريستي، اصلا شخصيت غيرطبيعي ندارند و خيلي از آنها طبيعي، تحصيلکرده و فرهيخته و به شدت به ايدئولوژي خود وفادارند و حتي حاضرند در راه ايدئولوژي‌شان، جان خود را فدا کنند. در واقع اين افراد از طريق فدا کردن جانشان احساس مفيد بودن، جانفشاني و ايثار مي‌کنند و طي اين راه را پرافتخار مي‌دانند که در نهايت باعث مي‌شود نامي بزرگ در اين دنيا و جايگاه رفيعي در ديار باقي برايشان به‌وجود آيد.

 

به نظر من، طبيعتا از هر دو گروه اين آدم‌ها، در گروه‌هايي مثل داعش ديده مي‌شود و شايد بايد براي پي بردن به واقعيت به رفتار آنها نگاه کنيم. من معتقدم آنچه آدم‌هاي طبيعي را از غيرطبيعي متمايز مي‌کند، ميزان قانونمندي و رفتارهايي است که براساس وجدان از آنها سر مي‌زند.

 

کساني که به جانفشاني و ايثار و افتخار معتقدند، مطمئنا حاضر نيستند شخصي که به اسارت آنها درآمده، بدون محاکمه، کنار جاده و جلوي چشم اعضاي خانواده‌اش تيرباران کنند.

متاسفانه با توجه به رفتارها و اقدام‌هاي گروه داعش، به نظر مي‌رسد بيشتر اعضاي آن شخصيت غيرطبيعي دارند و تفکراتشان غيرمنعطف، ابتدايي و بدوي است. آنها معمولا عادت دارند و آموخته‌اند به مسائل خيلي ساده‌انگارانه نگاه کنند. نمونه‌اش همين پديده اعلام خلافت براي همه جهان از يک منطقه در عراق و سوزاندن پاسپورت‌هاي تبعه‌هاي کشورهاي اروپايي است تا نشان دهند جهانشمول فکر مي‌کنند و تفکر مليتي ندارند! اين افراد معتقدند حکومت و خلافتي براي تمام دنيا تاسيس کرده‌اند و همه اينها نشان از ساده‌انگاري آنها دارد.

 

داعشي‌ها پديده‌ها را يا سياه مطلق مي‌بينند يا سفيد سفيد، يا خوب خوب يا بد بد. آنها دنيا را به دو دسته تقسيم شده مي‌بينند؛ ثروتمندان بي‌درد استثمارگر و فقراي دردمند بدبخت و اين يعني تفکر همه يا هيچ. عقايد آنها بيشتر از اينکه عقايد خاصي باشد، بر پايه رد تفکر ديگران است و همه حق را با خود مي‌دانند. علاوه بر اين، اعتقاد دارند تفکرشان در تمام اعصار و براي همه مردم و همه شرايط درست و بجاست بنابراين مي‌خواهند ايدئولوژي خود را به زور به همه بقبولانند و اگر کسي مخالفت کند، درصدد آزار او برمي‌آيند. به وضوح سيستم تحليلي اين گروه‌ها ضعيف است چون آموزش‌هايي که در مدارس خود ديده‌اند بيشتر بر اساس حافظه‌ است نه تحليل.

 

در نهايت تاکيد مي‌کنم که تشکيل داعش و گروه‌هايي نظير آن، حاصل پس زده شدن و تحقير از سوي خانواده و جامعه است بنابراين اگر هر کشوري مي‌خواهد پديده‌اي مثل داعش در آن ظهور نکند، بايد بداند لازم است به حقوق شهروندي و دين و مذهب مردم احترام بگذارد.

 

 

این مقاله در هفته نامه سلامت شماره 479 نیز چاپ شده است.

 

به این مطلب امتیاز دهید :
0.00 از 5


نظرات کاربران
نظر دهید

کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.

گزارش

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید? بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: