نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور

از تفاهم لوزان تا سلامت روان

در گذشته تعریفی که از امید وجود داشت، عمدتا عبارت بود از اینکه فردی برای رسیدن به هدفی، انتظاری بیش از عدد صفر داشته باشد. در تعاریف جدید اما مفهوم امید را دقیق‌تر بررسی کرده‌اند. اسنایدر (snyder) می‌گوید امید 2 قسمت دارد؛

 

اول، عاملیت؛ یعنی فرد مصمم باشد و خود را به حرکت و تلاش برای رسیدن به هدفی متعهد کند و اینکه در مسیری که در پیش گرفته ثابت‌قدم بماند.

 

دوم، راه یا مسیر؛ یعنی فرد توانایی پیدا کردن یک یا چند راه برای رسیدن به یک هدف و توانایی یافتن نقشه‌های جایگزین را در صورت مسدود بودن راه اولیه داشته باشد. امیدی که بعد از همین تفاهم اخیر در لوزان سوییس در دل طیف گسترده‌ای از مردم به‌وجود آمد، عمدتا ناشی از هدف‌هایی بود که آنها در دل داشتند؛ مثل توسعه اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی. علاوه بر این، راه رسیدن به چنین توسعه‌ای را با تفاهم لوزان برای خود تا حدودی باز دیدند و این دو، آنها را خوشحال کرد و نور امید تازه‌ای در دلشان روشن کرد.

 

فارغ از اینکه این تفاهم در نهایت به توافق می‌انجامد یا نه، می‌خواهم در این یادداشت درباره اثر امید و ناامیدی بر جامعه صحبت کنم و اینکه وقتی جامعه‌ای دچار ناامیدی می‌شود و احساس می‌کند تلاش‌هایش بی‌ثمر می‌ماند، چه اتفاقی می‌افتد.

 

وقتی در یک جامعه، مردم دچار ناامیدی می‌شوند، دیگر خیلی به حقوق همدیگر احترام نمی‌گذارند و هر کس به دنبال این است که چیزی را برای منافع شخصی‌اش به دست بیاورد. وقتی مردم جامعه‌ای به آینده امید ندارند، در تجارت عمدتا به فکر شکار لحظه‌ای می‌افتند تا تجارت درازمدت سودآور؛ چون اگر فرد در مورد آینده‌اش احساس ناامنی داشته باشد و فکر کند ممکن است چند ماه دیگر وضعیت بدتر شود، به طور معمول ساختار روان‌شناختی‌اش به گونه‌ای است که سعی می‌کند برای خود آذوقه جمع کند ولو اینکه حقوق دیگران را زیر پا بگذارد.

 

مردمی که احساس ناامیدی دارند، روابط اجتماعی‌شان را کمتر می‌کنند، به‌خصوص روابط اجتماعی‌ای که ماهیت عرفی و تشریفاتی دارد؛ مثل مهمانی‌ها، بازدیدها و قرارهای دوستانه. آنها در این رفت و آمدها هم باید مراقب منافع و اهداف شخصی‌شان باشند و این ملاقات‌ها را اتلاف وقت می‌دانند چون فکر می‌کنند آنها را از رسیدن به هدف‌هایشان بازمی‌دارد.

 

وقتی مردم ناامیدند، احساس بی‌پناهی می‌کنند و به این می‌اندیشند که نکند دولت آنها را فراموش کرده باشد یا به حقوق آنها توجه نداشته باشد. طبیعتا با چنین حسی، احساس همکاری متقابل با دولت نخواهند داشت و احترام و اعتمادشان هم به دولت کمتر می‌شود بنابراین احتمال اینکه رفتارهای قانونمند که تعهدشان را نسبت به دولت نشان می‌دهد داشته باشند، کمتر می‌شود.

 

شاید خیلی وقت‌ها وقتی که مردم ناامید یا خشمگین هستند، این حس حتی خود را در رانندگی نشان می‌دهد و برای رسیدن به مقصد، به هر روش و وسیله‌ای و به هر شیوه‌ رانندگی متوسل می‌شوند. نتایج بسیاری از مطالعه‌ها نشان داده که وقتی افراد جامعه‌ای ناامید هستند، توجهشان به اهداف خودخواهانه افزایش می‌یابد و میلشان به از خود گذشتگی، ایثار و کمک به دیگران کاهش می‌یابد.

 

وقتی امید در جامعه جوانه می‌زند

امید باعث می‌شود افراد یک جامعه انرژی حرکت به سوی اهدافشان داشته باشند چون در دلشان قدرت و دلگرمی‌ای احساس می‌کنند که با آن می‌توانند در مسیری که دلشان می‌خواهد، حرکت کنند و در عین حال حواسشان هست حقوق دیگران را ضایع نکنند.

 

این فرهنگ را در کشورهای حوزه اسکاندیناوی که در آنها شاخص‌های امید به زندگی خیلی بالاست، بیشتر می‌توان دید. بهتر است به نتایج چند مطالعه مهم در دنیا که درباره امید انجام شده هم اشاره‌ای داشته باشم تا بیشتر به تاثیری که امید ایجاد شده در دل مردم می‌تواند داشته باشد، پی ببریم.

 

یکی از مهم‌ترین مطالعه‌ها در دنیا در میلواکی آمریکا انجام گرفته که در آن محققان زندگی 4 هزار کارگر را طی 10 سال براساس برنامه‌ای ارزیابی کرده‌اند. در این چند شرکت بزرگ آمریکا، برنامه‌ای به نام «امید نو» اجرا کرده‌اند. آنها در این برنامه، درآمد کارگران کم‌درآمد را به بالای خط فقر رساندند. هزینه‌های بیمه‌شان را کم کردند، برای مراقبت از بچه‌های آنها یارانه دادند و برای مواقع بیکاری آنها مستمری در نظر گرفتند. طی 10 سال اثر اجرای این برنامه روی بچه‌های این خانواده‌ها بررسی شد و این بچه‌ها را با بچه‌های کارگرانی که در این برنامه نبودند، مقایسه کردند.

 

نتایج جالب بود؛ دیده شد رفتارهای اجتماعی بچه‌های گروه اول به‌طور کلی افزایش پیدا کرده است؛ یعنی درونگرایی و غمگینی بچه‌ها و به‌خصوص نوجوانان این خانواده‌ها و انزوای اجتماعی آنها کمتر شده و بیش از پیش دوستیابی کرده و به فعالیت‌‌های جمعی و خیریه گروهی پرداخته بودند. رضایت این بچه‌ها از دوستی‌هایشان بیشتر بود و مشارکت بیشتری در فعالیت‌های فوق‌برنامه ورزشی، آموزشی و تفریحی داشتند. والدین آنها هم قدرت بیشتری برای اجرای قوانین و نظم در خانواده پیدا کرده بودند.

 

این یکی از معروف‌ترین مطالعه‌هایی است که در مورد امید در دنیا انجام شده و سال‌هاست که یک اصل مهم برای افرادی است که می‌خواهند در مورد امید اجتماعی کار کنند. مطالعه‌های دیگر هم نشان داده اگر فردی امید داشته باشد، وقتی از محیطی به محیط دیگر با اقلیم متفاوت می‌رود، تطابق جسمی‌اش با شرایط آب و هوایی جدید افزایش می‌یابد و تطابق روانی‌‌اش با فضای جدید بهتر خواهد بود.

 

در یک مطالعه هم ثابت شده اگر در یک سازمان، امید کارمندان افزایش یابد، پیامد آن کاهش بارز و چشمگیر میزان انتقاد و سرزنش یکدیگر خواهد بود چون انتقاد و سرزنش افراد از خود کمتر اتفاق می‌افتد.

 

مطالعه‌ای هم که روی نابینایان انجام گرفت، نشان داد افراد نابینایی که امید بالاتری دارند یا به هر وسیله‌ای در آنها امید بیشتری ایجاد شود، ارتباط اجتماعی بیشتری برقرار می‌کنند و انزوای اجتماعی‌شان کم می‌شود. آنها بیشتر با مردم جامعه تماس می‌گیرند و نابینایی تاثیر کمتری در مناسبات آنها دارد.

 

در یکی از مطالعه‌های پزشکی هم دیده شده در میان کسانی که تصادف شدید می‌کنند و دچار آسیب نخاعی می‌شوند، در آنهایی که به هر دلیل امید و انگیزه‌ای برای بهبود و بلند شدن از بستر بیماری و رفتن به دنبال زندگی دارند، بهبود آسیب نخاعی به مراتب بیشتر از کسانی است که امید و انگیزه چندانی ندارند.

 

بازتاب انتشار خبر تفاهم‌ هسته‌ای

وقتی خبر تفاهم هسته‌ای به گوش مردم رسید، موجی از شادمانی در دل آنها و شبکه‌های اجتماعی به وجود آمد. ما باید بدانیم همان‌طور که نگرش ما به پدیده‌ها و جهان روی احساس‌های ما تاثیر می‌گذارد، داشتن احساس نشاط و خوشحالی هم می‌تواند نگرش و افکار ما را راجع‌به پدیده‌ها و جهان بهتر کند. یعنی احساس شادی باعث ایجاد فکرهای بهتر و خوشایندتر می‌شوند و فکر و نگرش خوشایند، احساس شادی را افزایش می‌دهد.

 

وقتی خبر این تفاهم منتشر شد و فکر کردند که در اثر آن آینده معیشتی‌شان بهتر می‌شود و تحریم‌ها کمتر خواهد شد، طیف گسترده‌ای از مردم احساس شادمانی کردند. این احساس شادمانی هم می‌تواند نگرش آنها را به سایر پدیده‌های اجتماعی مثل روابط اجتماعی، میزان سازگاری با دولت، سازمانی که در آن کار می‌کنند و حتی انعطاف‌ درون‌گروهی‌شان افزایش دهد.

 

دیده شده وقتی نگرش آدم‌ها به پدیده‌های اطرافشان مثبت است، قدرت حل مشکل و انعطافشان در مقابل سختی‌ها بیشتر می‌شود.

 

مطالعه جالبی روی شبکه‌های اجتماعی انجام شده و نتایج آن نشان داده افرادی که در گروهای حقیقی یا مجازی شاد هستند، می‌توانند احساس شادی را در ذهن افرادی که به آنها نزدیک‌ترند، به وجود بیاورند. این مطالعه و مطالعه‌های متعدد، نشان‌دهنده مسری بودن احساس شادی و امید هستند که روزهای بعد از شنیدن خبر تفاهم لوزان می‌شد در گروهی از مردم دید. اگر بتوانیم به روش‌هایی خودمان را خوشحال کنیم، احتمال اینکه اطرافیان ما خوشحال‌تر شوند هم بیشتر می‌شود. پس برای شاد بودن نباید منتظر باشیم دیگران ما را شاد کنند و باید روش‌های ایجاد شادی را بیاموزیم و برای خود اجرا کنیم تا مردم هم شاد شوند و این احساس را از آنها هم بگیریم.

 

کسانی که دست‌اندرکار فرهنگ مردم هستند و سلامت روانی آنها برایشان اهمیت دارد، نباید از ترویج نشاط و شادی غافل شوند. یکی از وظایف دولت‌ها این است که به هر وسیله‌ای و با هر هزینه‌ای، شادمانی و فرهنگ شادی را در جامعه افزایش دهند تا بعد بتوانند هم از مردم انعطاف بیشتری بخواهند، هم بهره‌وری کاری بیشتری درخواست کنند و هم شهروندانی داشته باشند که بیشتر خود را ملزم به رعایت قانون می‌کنند.

 

خیلی وقت‌ها دیده می‌شود که برگزاری یک کنسرت شاد در یک شهر کوچک یا برگزاری یک جنگ کودک به وسیله یک مجری محبوب کودک، برای چند روزی موجی از شادی را در خانواده‌های آن شهر ایجاد می‌کند پس دولت‌ها نباید از اثرهای معجزه‌آفرین برنامه‌های شادی‌بخش در جامعه غافل شوند.

 

نکته‌ای که در تفاهم اخیر به نظرم جالب آمد، این بود که عقلانیت سیاسی و اجتماعی به شکل بارزی خود را نشان داد. وقتی پدر دولت، به‌عنوان مسوول یک خانواده بزرگ چندده‌میلیونی، از خود عقلانیت نشان بدهد، به احتمال بسیار زیاد فرزندان او هم یاد می‌گیرند که تعقل جایگاه مهمی در زندگی دارد و عقلانیت برنده است و تصمیم‌های ناگهانی، جایی در دنیای امروز ندارد. من بر این باورم که این روزها دولت ما توانسته درس مهمی از تعقل به ما بدهد.

 

 

این مقاله در هفته نامه سلامت شماره 518 نیز چاپ شده است.

 

می پسندم ( 16 نفر)
اشتراک گذاری :
ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

Copyright © 2013 OnlineSalamat.com All right reserved