نام کاربری
رمز عبور

فراموشی رمز عبور
مریم اکبری (مشاور ) چاپ مقاله ۱۳۹۴/۹/۱۰ 790 بازدید

حسادت در کودکان و طرز برخود با آن

هیچ چیز نمی تواند این واقعیت را تغییر دهد که بچه تازه به دنیا آمده تهدیدی است برای امنیت کودک بزرگتر ،با وجود این ،این امر که شخصیت کودک تحت این فشارو کشش ناشی از بحران پیشرفت خواهد کرد یا منحرف خواهد شد ،به دانایی و مهارت ما بستگی دارد.

 

 

حسادت: واکنش کودک نسبت به از دست دادن محبت واقعی یا ذهنی والدین و نزدیکان که به صورت رفتارهای مزاحم بروز می‌کند.

تعریف دیگر حسادت: نوعی خشم یا ترس که از احساس حقارت و محرومیت یا اضطراب حاصل می‌شود.

 

با وجود اینکه والدین ،کودکان را تا اندازه ای برای ورود نوزاد آماده می کنند ،با ورود نوزاد کودکان حسودی می کنند و رنجیده خاطر می شوند . در زندگی یک کودک کم سن و سال ،ورود بچه دوم بحران درجه یک بحساب می آید . مدار فضایی او ناگهان تغییر کرده است و او در جهت یابی و هدایت کشتی خود محتاج یاری والدین است . برای اینکه به جای احساساتی بودن صرف، کمک کننده باشیم ،باید "ستاره ی"خود واحساساتش را بشناسیم و درک کنیم. بهترین روش در اعلام این رویداد خجسته به کودک خردسال ،این است که از توضیحات طولانی و توقعات ساختگی بپرهیزیم .

 

«ما آنقدر تو را دوست داریم و تو به قدری فوق العاده ای که بابا و من تصمیم گرفتیم بچه دیگری عینا مثل تو داشته باشیم . تو بچه تازه وارد را دوست خواهی داشت و او بچه تو هم خواهد بود . تو به او افتخار خواهی کرد و همیشه کسی خواهی داشت که باهاش بازی کنی .»این توضیح نه صادقانه است و نه قانع کننده برای کودک ،منطقی تر است که چنین نتیجه گیری کند .«اگر آنها واقعا دوستم داشتند ،به دنبال بچه دیگری نمی گشتند .»

 

 

تقسیم عشق و علاقه مادر، به کودک آسیب می رساند .منظره تقسیم مادر به قدر کافی آزاردهنده است . ورود نوزاد را می توان بدون هیاهو و غرور و تظاهر به کودک کم سن وسال اعلام کرد . کافی است که بگوییم :(ما می خواهیم بچه جدیدی در خانواده مان داشته باشیم .) صرف نظر از واکنش سریع کودک ،ما خواهیم دانست که سوالات نپرسیده زیادی در ذهن او و نگرانی های بیان نشده زیادی در قلب او وجود دارند . خوشبختانه ،ما به عنوان پدر و مادر در موقعیت خوبی به سر می بریم تا به کودکانمان کمک کنیم که بر این اوقات بحرانی فائق آیند .

 

هیچ چیز نمی تواند این واقعیت را تغییر دهد که بچه تازه به دنیا آمده تهدیدی است برای امنیت کودک بزرگتر ،با وجود این ،این امر که شخصیت کودک تحت این فشارو کشش ناشی از بحران پیشرفت خواهد کرد یا منحرف خواهد شد ،به دانایی و مهارت ما بستگی دارد.

 

وقتی کودک حسادت خود را سرکوب می کند ،حسادت تغییر شکل می دهد و به صورت نشانه ها و بد رفتاری ها بیان می شود . بنابراین وقتی کودکی از برادرش متنفر است ، ولی حق ندارد که احساساتش را بیان کند ،ممکن است این گونه تصور کند که برادرش را از پنجره دهم ساختمان به پایین پرت کرده است . این کودک خیالاتی ممکن است به قدری وحشت زده شود که جیغ زنان از خواب برخیزد . حتی ممکن است به طرف تختخواب برادرش برود تا ببیند که آیا او هنوز آنجا هست یا نه . او ممکن است از اینکه برادرش را در صلح و آرامش یافته است بقدری خوشحال شود که والدینش واکنش او را به حساب علاقه و محبت او نسبت به برادرش بگذارند.

 

حسادت در بعضی از کودکان به جای اینکه با واژه ها بیان شوند ،با سرفه و جوشهای پوستی نشان داده می شوند . برخی از کودکان بسترشان را خیس می کنند ،وبدینسان آنچه را که باید بتوانند بگویند به صورت دیگری بیان می کنند .بعضی از کودکان خرابکار می شوند .آنها به جای بیان تنّفرتشان بشقاب ها را می شکنند ،برخی دیگرناخن هایشان را می خورند یا موهایشان را می کشند تا بدینسان تمایلشان را برای گاز گرفتن و آزار دادن برادرها یا خواهرهایشان پوشیده نگه دارند .تمامی این کودکان نیاز دارند که احساساتشان را به جای نشانه ها با  واژه ها بیان کنند . والدین ،نقش کلیدی را دارند که کودکان با آن می توانند احساساتشان را بگشایند .

والدین برای اینکه مرتکب خطا نشوند ،باید تصور کنند که حسادت در کودکانشان وجود دارد ،حتی اگر هم با چشم باز آن را نبینند . حسادت شکل ها و ظواهر مبدل بسیاری دارد . ثمرات تلخ همچشمی های دوران کودکی در سالهای بعد ما را احاطه می کنند .همچشمی های میان کودکان یک خانواده بیش از آنچه که قابل فهم باشد بر زندگی آینده کودک تاثیر می گذارد . این نوع همچشمی ممکن است به طور دائمی بر شخصیت کودک نقش ببند و صفات شخصیتی او را غیر طبیعی سازد.

 

 

طرز برخورد هایی ک حسادت را تحریک میکند:

تحت شرایط طبیعی،اختلافات سنّی و جنسی ممکن است بین فرزندان یک خانواده باعث حسادت شود. برادر بزرگتر مورد حسادت واقع می شود زیرا مزایای بیشتر و آزادی بیشتری دارد. نوزاد مورد حسادت واقع می شود زیرا از او مراقبت بیشتری به عمل می آید.دختر نسبت به برادرش حسادت می ورزد زیرا برادرش ظاهرا از آزادی بیشتری برخوردار است.پسر نسبت به خواهرش حسادت می ورزد زیرا ه نظر می رسد که خواهرش مورد توجّه خاصّی قرار می گیرد.

 

خطر زمانی پیش می آید که والدین به خاطر نیازهایشان، اختلاف سنّی جنسی را مورد تاکید الویت دار قرار می دهند. وقتی درماندگی و ناتوانی یک بچّه تازه به دنیا آمده به آزادی یک کودک شش ساله ترجیح داده شود، یا بلعکس، حسادت شدّت خواهد یافت.

 

همچنین اگر کودکی به خاطر مونث یا مذکربودن، ظواهر،هوش،مهارت اجتماعی،توانایی هایش در موسیقی، بیش از حد مورد توجه واقع شود،حسادت باز شدّت خواهد یافت. استعداد های خدادادی نیز می توانند حسادت برانگیز، امّا این ارزش بیشتر دادن به یک ویژگی یا استعداد است که به همچشی بیرحمانه در میان کودکان منتهی می شود.البته پیشنهاد نمی شود که با کودکان بزرگتر و کودکان کم سن و سالتر یک جور رفتار کرد.

 

برعکس،سنّ یشتر مزایای جدید و مسئولیّت های جدیدی را پدید می آورد. بدیهی  است که کودک بزرگتر نسبت به کودک کم سنّ و سالتر، پول توجیبی بیشتر، ساعات خواب بیشتر و آزادی بیشتر برای بیرون از خانه ماندن خواهد داشت. این مزایا باید به طور آشکار و با خوشرویی و مهربانی داده شوند تا همه کودکان از بزرگتر شدن استقبال کرده و دوست داشته باشند که زودتر بزرگ شوند.کودک کم سنّ و سال تر ممکن است نسبت به مزایای کودک بزرگتر حسادت ورزد.ما می توانیم با درک و فهم احساسات کودک،نه با توضیح و تفسیر واقعیّت ها به کودک کمک کنیم که بر احساساتش فائق آید .

 

 

والدین ممکن است بدون اینکه خودشان با خبر باشند،حسادت را تقویت کنند،بدین ترتیب که از یکی  از کودکان خود بخواهند که در حق کودک دیگرشان فداکاری کنند .

خطر هنگامی پیش می آید که کودک احساس کند نه تنها از مالکیت،بلکه از مهر و محبّت نیز محروم شده است.بنابراین،چنین خواسته هایی باید به نرمی و با محبّت و قدردانی بیان شوند .

 

 

با حسادت چگونه برخورد کنیم؟

کودکانی که خیلی خردسال هستند،حسادتشان را بدون سیاست نشان می دهند. آن ها می پرسند که آیا این نوزاد ها سرانجام خواهند مرد یا نه؟،پیشنهاد میکنند که او را به بیمارستان برگردانند یا در کیسه زباله بیندازند. ما به عنوان پدر و مادر،نمی توانیم به کودک اجازه بدهیم که نسبت به برادر یا خواهرش قلدری کند.

 

از حملات آزاردهنده،چه بدنی و چه لفظی،بایستی جلوگیری به عمل آورد. زیرا این حملات هم به مهاجم و هم به شخص قربانی آسیب می رساند؛ و هردوی آن ها احتیاج به مراقبت ما دارند.خوشبختانه، برای اینکه نوزاد را از آسیب بدنی حفظ کنیم،نیازی نداریم که به احساس امنیّت کودک بزرگتر حمله ور شویم.

 

وقتی کودکی سه ساله در حالی که حملات پی در پی به نوزاد می کند غافلگیر می شود، باید بلافاصله او را از این کار بازداشت و انگیزه های اعمالش را به طور آشکار برایش بیان کرد :

« تو از این بچّه خوشت نمی آید »

« تو از دست این بچّه اوقاتت تلخ است »

« نشانم بده که چقدر عصبانی هستی. من تماشا خواهم کرد »

 

عروسک بزرگی را باید در اختیار کودک قرار داد، عروسکی که او اجازه دارد خشمش را بر سر آن خالی کند.کودک ممکن است عروسک را کتک بزند، انگشت به چشمش کند، یا آن را زمین بیندازد و لگدمالش کند .

در این مورد،ما به کودک پیشنهاد نمی کنیم که چکار بکند.نقش ما این است که با چشمی بی طرف به تماشا بایستیم و با زبانی همدرد پاسخ بدهیم. ما با دیدن خوی وحشیانه احساسات او یا مشاهده بی رحمی حملات او نباید هول و هراس پیدا کنیم. این احساسات بیغل وغش هستند و حملات بی ضرر. اگر خشم کودک سمبولیک وار بر سر یک شیء بی جان خالی شود،بهتر از این است که مستقیما"بر سر یک نوزاد جاندار یا به طور بیمارگونه بر سر خودش خالی شود.

 

توضیحات ما باید خلاصه و قابل درک باشد :

« داری بهم نشان می دهی که چقدر عصبانی هستی ! »

« مامان حالا می فهمد ! »

« وقتی عصبانی می شوی بیا و به من بگو »

 

 

کودکان بزرگتر را نیز باید با احساساتشان روبرو کرد . در مورد آنها میتوان به طرز آشکارتر گفت و گو کرد :

« تو به قدری عصبانی بودی که بچّه را با مشت زدی، من هرگز  نمی توانم به تو اجازه بدهم که به بچّه آسیب برسانی،ولی تو می وانی هروقت که احساس طرد شدن می کنی به من خبر بدهی»

« وقتی احساس می کنی همه تنهایت گذاشته اند، من زمان بیشتری را به تو اختصاص خواهم داد تا احساس تنهایی نکنی . »

 

می پسندم ( 7 نفر)
اشتراک گذاری :

برچسب ها :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

Copyright © 2013 OnlineSalamat.com All right reserved